اميرحسين گوگولو ماماني

گل پسر من

<-BlogAuthor->


پیوند ها

خاله ليلا

اميرحسين كوچولو

`پسر دايي اميد (اميرطاها)

آوای مامان صفورا

آرتا

آی تک و دخملی نیایش

ملیحه مامان کوچولوی علی

مريم و گل پسرش پندار

سلداي مامان شيوا

طاهره و آوينا كوچولو

مامان تداعي - ني ني سايتي

آشپزي رنگين

اميرحسين و خاله عسل

ثنا گلي درخشان

نشريه اينترنتي زندگي كودكان

وب سايت تخصصي كودكان

آشپزي نگين (مامان اميرحسين)

مطالب اخير

تولد 4سالگيت مبارك پسر گلم

اولین سینما رفتن امیرحسین

ولادت امام حسين امام نيكي ها و خوبيها مبارك باد

سلام بعد از مدتها

تقويم آذرماهي92اميرحسين

تولد تولد

امروز اميرحسين 2 سالش ميشه

تولد 2سالگي اميرحسين

بدون شرح

اميرحسين و بچه هاي خاله

وقتي گل پسري موهاشو كوتاه كرد

بدون مقدمه

تقويم مهر ماهي اميرحسين 1392

اين روزها

شب قدر

تقويم شهريور92 اميرحسين

شيرينكاريهاي امير حسين

تقويم مرداد92 اميرحسين

تير

آرشيو مطالب

1394

1393

1392

1391

پیوند های روزانه

رادمهرجوجو

آمار

افراد آنلاین : 4 نفر
بازديدهاي امروز : 4 نفر
بازديدهاي ديروز : 32 نفر
بازدید هفته قبل : 36 نفر
كل بازديدها : 82433 نفر

امكانات جانبي

RSS 2.0

POWERED BY
NiniWeblog.com






در اين وبلاگ
در كل اينترنت

امیرحسین عزیزم در صبح جمعه روز13آبان ساعت10:03 چشم به جهان گشود تا مرا با واژه مقدس مادر بیشتر مانوس کند.

موضوع :

چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392 |

تولد 4سالگيت مبارك پسر گلم

امروز پسر عزيزم 4 سالش ميشه

اميرحسين گلم يك ماه كه كلاس زبان ميره و امروز برحسب تصادف هم تولدشه و هم امتحان پايان ترم زبانشه . قراره همه مامانها كادو پايان ترم براي بچه ها ببرن كه من براي امير پازل مغاطيسي مشاغل خريدم و قراره يه كيك كوچيك هم به مناسبت تولدش تو كلاس زبان ببرم و اينكه تو خونه هم من و باباش اسباب بازي مورد علاقه اشو كادو بديم. با بابايي تصميم بر اين گرفتيم كه بعد از ماه صفر ، جشن تولد 4سالگي امير برگزار بشه

موضوع :

چهارشنبه 13 آبان 1394 |

اولین سینما رفتن امیرحسین

جمعه 18مهرماه 1393 , اخرین اکران فیلم سینمایی شهرموشها بود که من تصمیم گرفتم با خاله و بابایی , امیرحسین رو به سینما ببرم (اخه جند دفعه تصمیم گرفته بودم اما هر دفعه می ترسیدم که تو سالن سینما از تاریکی و صدای بلند بترسی) خلاصه کلاسم رو کنسل کردم و برای سانس 6:30بعدازظهررفتیم سینما ستاره شهر که متاسفانه بلیط تموم شده بود و ما مجبور شدیم برای ساعت8:30 بعدازظهر بلیط بگیریم . تو ای مدت تو پاساژ کلی گشت و خرید کردیم برای امیرحسین شلوار ,شلوارک , لباس شیر , جورچین هوش بابا خرید منم برای خودم و بابا عطر و فلش مموری و برای امیرحسین هم عروسک ماتر تو فیلم ماشینها خریدم که امیرحسین خیلی خوشش اومد و از تنها چیزی که خیلی استقبال کرد همون بود تو سینما هم با خودش برد .

تجربه من به مامانها:

1-ظهر جمعه من انونس فیلم شهر موشهارو از اینرنت دانلود کرده بودم و براش توضیح دادم که اگه بخواییم فیلم رو ببینیم باید بریم سینما بلیط بگیرم ببینیم , که امیر وقتی بهش گفتم میریم سینما گریه می کرد که الان بریم توضیح دادم که نه الان تعطیله باید بخوابیم عصر میریم که با دیدن انونس فیلم قانع شد.

2- تو سینما باباش براش توضیح داد که الان چراغها رو خاموش میکنن .که گریه کرد بریم خونه , من نمیخوام چراغ خاموش کنن منم از سالن سینما بیرون بردمش دوتایی باهم عکسها رو نگاه کردیم براش توضیح دادم .موش پلیسه و ماشین پلیس و ماشین کپل رو نشون دادم بعد بردمش کنار دکور شهرموشها که خونه موشها بود امیرگفت در خونه ها شو باز کن توشو ببینم .گفتم  درش باز نمیشه توی خونه موشها تو سینما معلوم میشه بریم با هم ببینم که اومد و فیلم دیدیم

3- وسط فیلم گاهی خسته میشد که با ماتر بازی کرد

   شاید خیلی ها بگن یه سینما انقده فیلم و مراسم نداره , اولا مادر که باشی روی  همه مسایل حساسی و دومابا امیرحسین یکبار سیرک رفتیم که هنوز شروع نشده بود گریه کرد که برگردیم و من میخواستم اون واقعه تکرار نشه

عکس در ادامه مطالب

 

موضوع :

شنبه 19 مهر 1393 |

ولادت امام حسين امام نيكي ها و خوبيها مبارك باد

ولادت امام حسين (ع) مبارك باد.

از وقتي اميرحسين به دنيا اومده ما هر سال به نيت سلامتي اميرحسين و به شادماني ولادت امام حسين (ع) شيريني پخش ميكنيم امسال اميرحسين با بابايي و خاله رفتند مسجد شهرك كه جشن داشتند و بابايي براي اونجا هم شيريني برد به اميرحسين هم به مناسبت اسم قشنگش يه كارت هديه دادند. بابا هم براش ماشين پليس خريد.

موضوع :

دوشنبه 12 خرداد 1393 |

خيلي وقت بود نيومده بودم مطلبي بزارم شايد علتش به خيلي چيزها برمي گرده (تنبلي خودمخجالت ، درگير درس و دانشگاه و كارهاي اداره و ....)

تو اين مدت امير حسينم بزرگتر شده اما ديگه زياد نميزاره ازش عكس بگيرم همش ميگه عكس نگير ، موهاش بلند شده ميخواستم ببرمش آتليه اما همكاري نميكنه تو عكس گرفتن .)

مسافرت نوروز امسال تهران و اصفهان و ابيانه رفتيم سري به موزه ها زديم . دارآباد ،موزه حيات وحش رفتيم از طاووسها خوشش نمي اومد اما از خرگوشها خوشش مي اومد بچه ها به خرگوشها پفك مي دادن حالا هر وقت به اميرحسين ميگم رفتي موزه ميگه خرگوشها پفك ميخوردن!!آرام

همچنان عاشق ماشين بازي خصوصا ماشين پليس و ماشين آتش نشاني . عاشق كارتون سام آتش نشان و توپولوهاست.

اميرحسين در حاليكه داره به عكس گرفتن من اعتراض ميكنه

همچنان در اعتراض به عكس گرفتن

موضوع :

يکشنبه 4 خرداد 1393 |

سلام بعد از مدتها

سلام

بعد از مدتها گرفتاري دلمشغولي اومدم اين مدت يه خرده كسالت + دوان امتحاناتم بود اما الان خيلي خوشحالم كه از اين ترم جديد ديگه به دانشگاه يزد نميرم و تو دانشگاه همينجا ادامه تحصيل ميدم و از گل پسرم دور نميشم ديگه اينكه خوشحالم از اينكه تونستم نمرات خوبي بگيرم فقط خدا كنه دانشگاه بندر نمراتم رو قبول كنن.

  تو اين مدت از سميه جون مامان رادمهر جوجو كه هميشه به يادم بودم تشكر ميكنم واز گل پسر خودم كه ايام امتحانات مامان رو تحمل كرد ميگفت مامان درس داره معلمش دعواش ميكنه .

 

       تو روز آخر امتحانات بعد از امتحان بفكر بودم چي براي امير بگيرم كه سرگرمش كنه و بعد به خمير بازي فكر كردم الان سه روزه كه با مامان و بابا خمير بازي ميكنه اما هنوز بچه ام بلد نيست خمير بازي كنه اما خيلي واسه خميرش ذوق ميكنه قلب

موضوع :

يکشنبه 13 بهمن 1392 |

تقويم آذرماهي92اميرحسين

اين روزامامان كمتر فرصت داره آخه درگير درس ودانشگاه شده از اينكه يك هفته در ميون جمعه ها از تو دور ميشم درعذاب وجدان و ناراحتي توام با دلتنگي شديدم . تو دانشگاه واقعا طاقت دوريتو ندارم واز كرده خودم پشيمون ميشم اما فقط بخاطراينكه  تو در آينده بدوني اهميت درس و تحصيل چقدره اين دوريرو تحمل ميكنم .

عزيزدل مامان تو اين روزا به خط كش ميگي : خط راست

         پاك كن : شيشه پاك كن

       پيتزا : پيسكا 

و خيلي شديد عاشق سي دي مك كوئين بامزي و گربه چكمه پوش شدي به حدي كه اينارو در روز چند بار مي بيني

موضوع :

شنبه 28 دی 1392 |

تولد تولد

اين متولدمبارك به سبك شبكه هدهد

موضوع :

دوشنبه 13 آبان 1392 |

امروز اميرحسين 2 سالش ميشه

 

سلام

امروز گلپسري دوسالش ميشه ديشب همش فكر ميكردم 2 سال پيش درچنين روزي آش انار كه مامان برام درست كرده بود خوردم وسايل بيمارستان رو آماده كردم ، كلي عكس گرفتم و...خلاصه شادمان از اينكه ني نيمو بغل ميكنم .

 ديشب از اينكه اميرحسين توبغلم بود از اينكه ماشاله بزرگ شده برام اداي ني ني ها رو در مياورد، ذوق كردم

خدايا هر كس كه آرزوي ني ني رو داره بهش ني ني كوچولو بدهقلب آمين

موضوع :

دوشنبه 13 آبان 1392 |

تولد 2سالگي اميرحسين

امسال تولد اميرحسين رو زودتر(14شهريور ) گرفتم

رد پا و درخونه از نماي بيرون و داخل خونه

كلاه تولد در حين آماده كردن

گيفت: براي دخترها با روبان طلايي و براي پسرها با روبان آبي بسته شده بود ( استيكر مك كوئين و نقاشي رنگ آميزي مك كوئين )

پذيرايي: ژله خرده شيشه + ميوه+ پاپ كورن و پفك

شام : الويه +اسنك گوشت+چيكن استروگانف

 

 

دفترچه يادگاري و كلاه تولد

گل پسري نذاشت كلاه سرش بزارم، و گل پسرم بين بچه ها آخر ازهمه ايستاده!

پسر خاله مك كوئيني امير حسين

و اماهدايا

موضوع :

يکشنبه 12 آبان 1392 |

بدون شرح

نگاه به عكس مظلومش نكنين نگاهي به ديواري كه  خط خطي كرده بندازين!

توپولوها عروسك مورد علاقه اشه كه به مناسبت روز مرد براش خريديم

اميرحسين خان مردكوچك

عاشق اين عكسشم

و اما مسواك زدن پسرم

موضوع :

يکشنبه 5 آبان 1392 |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد